" گرند " ها در تقویم زمستانی میمه
عکس - سر مزد آباد - محمد ذاکری
تحقیق مختصری کردم . از فاصله ی پایان نماز جمعه ی امروز وزوان تا الان که دارم مطلب می نویسم. در مورد " گرند " ها که در ادبیات زمستانی مردم قدیم شهرمان جزء محکمات هواشناسی بود. چیزی از معنای " گرند " که قابل ارائه برای کاربران فهیم صبح میمه باشد پیدا نکردم . نمی دانم ریشه ی لغوی این کلمه چیست؟ صرف نظر از معنای لغوی این کلمه ، گرندها از گرند نه ، آغاز می شوند. از هشت و نهم تا یازدم و دوازدهم دیماه . گرند ، 3روز طول می کشد.
عکس - محمد ذاکری
ما الان در آستانه ی گرند هفت قرار داریم. این گرند از هفتم بهمن آغاز می شود و با آغاز حرکت " کرده بکوه " مصادف است.کرده سه روز در راه است و برای آوردن سوخت زمستانی به کوه رفته است. در کوه بعلت شدت یخبندان و در حالی که برای کندن هیزم تلاش می کرده است پشتش به زمین یخ زده می چسبد و با سه روز تقلا و تلاش و رسیدن پانزدهم بهمن یعنی نفس کشیدن زمین ، موفق به آزاد سازی پشت خود می شود.برگشت کرده از کوه نیز سه روز زمان می برد و او نوید آور پایان سرما می گردد. برای همین می گفتند: گرند هفت ، زمستون رفت.
اواخر بهمن ، دو واقعه ی " شش دالو" و " بردل عجوز" را دارد. دالو پیرزنی است که سردی هوا گذشته و شتر هایش آبستن نشده اند. به محضر پیامبر می رود و از آن مستجاب الدعوه ، دعا می طلبد. پیامبر رحمت هم از خدا تغییر شرایط جوی را می خواهد و هوا شش روز سرد می شود و شترهای دالو آبستن. این شش روز ، شش دالو است. "بردل هم پیرزنی بوده که عذاب قوم عاد را به سخره می گیرد و در گودالی پنهان می شود و سنگی را بر حفره ی گودال می نهد. طوفان شدید سنگ را از جای بر می دارد و عجوزه را نیز.
پنجم اسفند ماه گرند پنج است . هوا به شدت سرد می شود. می گویند گرند پنج گفته است : اگر بهار پشتم نبود، زن ها را زیر کرسی ها می کشتم!!
این تقویم زمستانی در نقاط مختلف تفاوتهایی دارد. مثلا کرده بکوه خوانساری ها با گرند نه میمه مصادف بوده است و این ناشی از تفاوت اقلیمهای گوناگون آب و هوایی است.